محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4320

تاريخ الطبرى ( فارسي )

امير مؤمنان را به معرض اين امتحان آرد ، و از آن باكى ندارم . اگر ابن سهيل مرتكب چنان كارى شده باشد گورخر نيز خويش را به مقدار گرگ پندارد . عمل من در بارهء ابن سهيل و تقاضاى صلاح او و نامه اى كه در بارهء وى به امير مؤمنان نوشتم ، بدانجا نرسيده بود كه امير مؤمنان ترك من گويد . اگر اين به سبب چيزى بوده كه امير مؤمنان در باره من به دل دارد ، خداى چنان پيمانى براى من نهاده و چندان عمر برايم مقرر كرده و روزى نصيب كرده كه هيچكس جز خداى چيزى از آن را پيش از مدت قطع نتواند كرد و چيزى از آن را تغيير نتواند داد كه تقدير خدا در بارهء چيزها كه مردم خواهند يا نخواهند به مقدار روان مىشود آنچه به شتاب آيد تأخير نمىپذيرد و آنچه مدت دارد شتاب نمىگيرد و مردم در اين ميانه يا بر ضد خويشتن مرتكب گناه خدا مىشوند يا مستحق پاداش . امير مومنان از همه امت خويش شايسته تر است كه اين را بداند و به خاطر سپارد و خداى امير مؤمنان را موفق بدارد و در كارها قضاى نيك بر او مقرر دارد . » گويد : هشام به ابى الزبير گفت : « اى نسطاس ، پندارى اگر حادثه اى براى من رخ دهد ، كسان به وليد رضايت مىدهند ؟ » گفت : « اى امير مؤمنان ، خدا عمر ترا دراز كند . » گفت : « واى تو ، از مرگ چاره نيست پندارى كه كسان به وليد رضايت مىدهند ؟ » گفت : « اى امير مؤمنان وليد بيعتى به گردن مردم دارد . » هشام گفت : « اگر كسان به وليد رضايت دهند ، دانم كه حديثى كه كسان آورده‌اند كه هر كه سه روز خلافت كند به جهنم نمىرود ، بجز ياوه نيست . » گويد : آنگاه هشام به وليد نوشت : « امير مومنان آنچه را در بارهء بريدن مقررى و چيزهاى ديگر نوشته بودى فهم كرد . امير مومنان از آنچه به تو داده بود از خدا بخشش مىخواهد كه امير مؤمنان بر خويشتن از گناه آن مقرريها كه به تو داده بيشتر بيم دارد تا عملى كه در بارهء قطع آن كرده است . و آنچه از ياران تو برگرفته به دو